تبليغاتX
مجد-ابواسامه
مجد-ابواسامه

اگر دو نفر به خاطر روشن شدن قضیه ای  رو در روی یکدیگر نشسته وتجربیات و اموخته های خود را محک بزنند وهر دو هدفشان رسیدن به حقیقت باشد ممکن است مناظره روش خوبی باشد اما زمانیکه دو نفر هر کدام به نمایندگی از یک گروه بزرگ  در مقابل  دوربین تلویزیون قرار می گیرند تا هر کدام انچه که باور دارد را در مقابل ملیون ها تماشاچی به کرسی بنشاندو برای این هدف از هر ترفندی استفاده می کند   در این حالت است که مناظره ان معنای علمی خود را از دست می دهد وبیشتر شبیه می شود به میدان خروس بازی که دو خروس باید انقدر به سرو کله یکدیگر بزنند تا یک خروس  فرار را بر قرار ترجیح دهد

از مشکلات بسیار بارز مناظره مذکور این بود که وقت پاسخگوئی به سوال فقط چهار دقیقه تعیین شده بود  حال اینکه در یک بحث علمی ممکن است جواب یک سوال چهل دقیقه نیز زمان ببرد  بارها در این مناظره شاهد بودیم که  قزوینی از یک قسمت حدیثی استفاده می کرد تا شبهه ای را در ذهن تماشاچیان ایجاد نماید  در حالیکه اگر کل ان حدیث یا کل طرق روایت  بیان می شد چنین شبهه ای را ایجاد نمی کرد

مشکل دیگری که به نظر می امد وجود دارد گستردگی موضوع مورد بحث بود گر چه مولوی ادعا می کرد که موضوع مناظره هجوم به خانه فا طمه زهرا بوده است اما عملا دیدیم که در مناظره از هر دری سخن گفته شد وبدون اینکه موضوع و سوالی پایان پذیرد موضوع دیگر باز و سوال دیگر مطرح می شد تا اینطور در ذهن مخاطب القا شود که مولوی از جواب دادن به سوال قبلی عاجز مانده است در حالیکه شاهد بودیم قزوینی نیز به برخی سوالات مولوی پاسخ نداد ودر مقابل برخی سوالات نیز سوال متقابل مینمود تا جواب نداشتن خود را جبران نماید در حالیکه درستش این است که ان سوال را پاسخ دهد وسپس سوال خود را مطرح نماید

مسئله دیگری که می توان در سلسله مشکلات بسیار این مناظره ان را ذکر کرد این بود که جو حکم بر مناظره جو عادلانه ای نبود در یک کشور عمدتا شیعه ، در یک تلویزیون شیعه ،با یک مجری شیعه وجوی که قزوینی هر چه خواست به ابوبکر و عمر و صحابه گفت و مولوی تحت تاثیر جوی که ذکر شد نتوانست به برخی سوالات مطابق عقیده اهل سنت پاسخ دهد 

به نظر می امد مولوی برای اولین بار است در چنین مناظره ای شرکت می کند زیرا معظم وقت اندک خود را با خواندن متون عربی که برای تماشاچیان غیر مفهوم بود از دست داد در حالیکه قزوینی گرگ باران دیده بود و قبلا در مناظره سخت و طاقت فرسای(البته برای او) شبکه المستقله شرکت کرده بود وبا فوت و فن طفره رفتن به خوبی اگاه بود

مجری بر نامه به شکل کاملا واضح واشکار در ابتدای بر نامه اصل بی طرفی مجری را که خود دقائقی قبل از ان اعلام کرده بود زیر پا نهاد ودر مورد این مساله که چه کسی شروع کننده باشد چنین گفت : جناب مولوی شما شروع می کنید یا قرعه کشی کنیم – گویا ایشان مایل نبودند که قزوینی شروع کند البته دلیلی منطقی دارد زیرا شروع کننده مسلما خاتمه دهنده نیست  وسخنی در اذهان مخاطبین می ماند  که در پایان گفته شود ورد و  تعلیقی  بر ان نباشد

ودر پایان وقتی در یک بحث تخصصی تاریخی و روائی  عوام الناس که در ان قضیه تخصصی ندارند می شوند قضاوت کنندگان ومجری برنامه صراحتا از تماشاچیان می خواهد که قضاوت کنند و تا چندین شب بعد نیز بر نامه نظر خواهی بر قرار می شود وهر غیر متخصصی در مورد ان اظهار نظر می کند تکلیف مشخص است وهدف از چنین برنا مه ای واضح و اشکار.

نوشته شده در تاريخ شنبه 1387/05/26 توسط ابو اسامه |
قالب وبلاگ