خانه عنکبوت
خداوند میفرماید: (العنكبوت: 41-43).
«مثل كسانى كه غير از خدا را اولياى خود برگزيدند، مثل عنكبوت است كه خانهاى براى خود انتخاب كرده; در حالى كه سستترين خانهها خانه عنكبوت است اگر مىدانستند. خداوند آنچه را غير از او مىخوانند مىداند، و او شكستناپذير و حكيم است. اينها مثالهايى است كه ما براى مردم مىزنيم، و جز دانايان آن را درك نمىكنند».
در تاویل این آیات مفسرین میگویند: همانا خداوند این مثال را برای کسانی میزند که با اتخاذ اولیاء غیر او مانند جمادات، حیوانات، نباتات، انسانهای زنده یا مرده، آنها را به فریاد میطلبند و بر آورده شدن نیازهایشان را از آنها میخواهند، و امیدوارند که آنان را یاری دهند و روزیشان برسانند، و هنگام سختیها و شدائد به آنها متمسک میشوند. آنان در این کارشان مانند عنکبوت هستند وقتی که خانه میسازد تا در آن جای بگیرد و حامیش باشد. در حالی که این خانه به هیچ صورت به او سود نمیرساند، او را از گرما، سرما، باران حفظ نمینماید و در برابر دشمن از او دفاع نمیکند و در واقع او را از هیچ چیزی بینیاز نمیکند. سپس خداوند کسی که غیر او را پرستش میکند مورد تهدید قرار میدهد به اینکه او (خداوند) بر اعمال آنان آگاه است.
و بر موجوداتی (از جاندار و بیجان) که شریک او قرار میدهند آگاه است، و بزدودی جزای (شرک) آنها را خواهد داد .
«معجزههای علمی از خانه عنکبوت»
بحثی را خواندم از دانشمند حشرهشناس و نگهداری از گیاهان در دانشکده زراعت دانشگاه عین الشمس، دکتر البمبی. این بحث شیوة زندگی عنکبوت، کیفیت ساخت خانه و روش صید طعمهاش را به میان میکشد. و سپس به بحث اعجاز قرآن و یافتههای علمی ثابت شده در محدودة این آیات میپردازد.
دکتر بحث خود را با این آیه شروع میکند: او میگوید: خداوند – تبارک وتعالی – (در این آیه) کلمه اتخذت را آورده است.
این فعل مؤنث است و تاءتانیت به آن متصل شده تا بر مؤنث دلالت کند در حالی که کلمه عنکبوت مذکر است.
آنچه در وهله اول به ذهن میرسد - پناه بر خدا – یک خطای لغوی در آیه است. دکتر میگوید اگر خطای لغوی درست باشد پس خطا علمی است در صورتی که این خطا غیر ممکن است از آفریدگار عنکبوت و خالق تمام جهان هستی صورت بگیرد.
اما در خلال دروس متفاوت علم حشرات و بحث دربارة طبیعت عنکبوت حقائق زیر برای ما روشن گردید.
حقیقت اول: اینکه عنکبوتهای مذکر نمیتوانند خانه بسازند بلکه تنها عنکبوت مؤنث بوسیله نخ بافته شدهای که در انتهای شکم او قرار دارد اقدام به ساختن خانه میکند و این نخ در عنکبوت مذکر وجود ندارد.
حقیقت دوم: عنکبوت مؤنث اقدام به ساختن خانه نمیکند تا وقتی که بالغ میشود و آماده ازدواج میگردد، در این حال ساختن خانه عامل مهمی در جذب عنکبوت مذکر است که طبیعتاً قادر به ساختن خانه نمیباشد.
حقیقت سوم: عنکبوت مؤنث با تارهای بافته شده که با مهندسی خاص و بطور فنی آنها را به داخل هم میبرد، خانه خود را میسازد، به نوعی که نسبت به هر تحرک خارجی فوقالعاده حساس است. و با ماده لزج و چسبناکی آغشته شده است. که هر حشرهای به محض اینکه بر آن مرور کند یا نزدیک شود فوراً به آن میچسبد و این تارها حشره را به بند میکشند تا اینکه عنکبوت ماده برسد و صید را دریافت کند.
حقیقت چهارم: بعد از اینکه ازدواج به پایان رسید و عنکبوت نر ماده را باردار کرد، عنکبوت ماده به مکان دور و مطمئنی میرود تا تخمهایش را بگذارد.
در این هنگام که مذکر در خانهاش احساس امنیت میکند ناگهان عنکبوت ماده بر او حمله میبرد و او را میخورد. این امر باید صورت بگیرد زیرا تارهای بدن عنکبوت نر در عملیات رسیدن تخمها بسیار مهم هستند .
با این حقایقی که دانشمند از بحث خود در آورده چند مورد برای ما روشن شدند.
1- خانه عنکبوت بطور مطلق از نظر ساخت و نازکی تارها از سستترین خانهها است، تارهایی که نه در گرما و نه در سرما حافظ نیستند، و در برابر دشمن مدافع به حساب نمیآیند همانطور که مفسران و متخصصین گفتهاند.
2- علیرغم اینکه خانه عنکبوت بطور مطلق سستترین خانه است، اما برای هر حیوانی که بر آن مرور کند یا نزدیک آن شود دام یا تلة نصب شده به حساب میآید (و آنها را به دام میاندازد).
3- سستی خانه عنکبوت تنها به حالت ظاهری و حسی ساخت آن بر نمیگردد، بلکه یک سستی معنوی هم دارد، از آنجا که عنکبوت نر آن را برای خود محل امن کاذبی میدانست، و درست به دلیل اینکه گمان برد محل امنی برای اوست، عاقبت قتلگاه او شد.
اگر بخواهیم متوجه وجه شبه کامل بین خانه عنکبوت و کسانی شویم که به غیر از خداوند اولیائی برای خودشان بر میگزینند، طائفهای واضحتر، آشکارتر از کسانی نمیبینیم که بندههای مردگانند، کسانی که به غیر از خداوند برای خودشان اولیائی بر گزیدهاند، از آنان طلب یاری میکنند، حیوان بر ایشان ذبح و یا نذر میکنند، و از آنان میطلبند.
در این باره سخن را در امور زیر بسط میدهیم:
1- خطرناک بودن شرکی که در آن قرار گرفتهاند. و اینکه سرّ عدم مغفرت خداوند برای مشرک است.
2- عباداتی که نزد قبور برای غیر خدا انجام میدهند.
3- ابطال شبهههایی که آنها را دست آویز خود قرار دادهاند.
4- حصاری که شارع مطهر برای صیانت از توحید دور قبور قرار داده است.
5- حکمت از زیارت قبور در شریعت اسلام.
6- چه چیز آنها را دربارة قبور به انحراف کشانده است.
7- سرانجام متلاشی میشود خانه عنکبوتی که بدان چنگ زدهاند
8- بالأخره مطابقه وجه شبه بین آنها و بین خانه عنکبوت.
بعد از اجمال و اختصار به بسط و تفصیل آنها میپردازیم.
شرک در عبادتی که نزد قبور صورت میگیرد
خداوند – تبارک وتعالی – تنها به عبادت خودش و عدم اتخاذ شریک و ندّ برای او (در بندگی) امر کرده است.
(البقره: 21-22).
«اى مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد; آنكه شما، و كسانى را كه پيش از شما بودند آفريد، تا پرهيزكار شويد. آنكه زمين را بستر شما، و آسمان ( جو زمين) را همچون سقفى بالاى سر شما قرار داد; و از آسمان آبى فرو فرستاد; و به وسيله آن، ميوهها را پرورش داد; تا روزى شما باشد. بنابر اين، براى خدا همتايانى قرار ندهيد، در حالى كه مىدانيد (هيچ يك از آنها، نه شما را آفريدهاند، و نه شما را روزى مىدهند)».
و در جایی دیگر میفرماید: (البينه: 5). «و دستوري به آنها داده نشده بود جز اينكه خدا را بپرستند، در حالي كه دين خود را براي او خالص كنند».
و در جایی دیگر میفرماید: (الإسراء: 23). «و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد».
و میفرماید: (النساء: 36).
«و خدا را بپرستيد! و هيچچيز را همتاى او قرار ندهيد».
و میفرماید: (الذاريات: 56). «من جن و انس را نيافريدم (و پيامبران را برنگزيدم) جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)!».
از معاذ بن جبل س روایت شده است که گفت: «در کنار پیامبر خدا ص سوار الاغ بودم، پیامبر خدا ص فرمودند: «يا معاذ أتدري ما حق الله على العباد؟ وما حق العباد على الله؟ قلت: الله ورسوله أعلم قال: «حق الله على العباد أن يعبدوه، ولا يشركوا به شيئاً، وحق العباد على الله أن لا يعذب من لا يشرك به شيئاً» .
«ای معاذ آیا میدانی حق الله بر بندگان، و حق بندگان بر الله تعالی چیست؟ گفتم: الله و رسولش داناترند. فرمودند: حق خدا بر بندگانش این است که او را پرستش کنند، و هیچ چیز را شریک او قرار ندهند، و حق بندگان بر خداوند این است که کسی را که چیزی را شریک او قرار نمیدهد، عذاب ندهد.
در صحیحین از حدیث عبدالله بن مسعود س چنین آمده است. «قلت: يا رسول الله، أي الذنب أعظم؟ قال: أن تجعل لله نداً وهو خلقك» .
«گفتم ای پیامبر خدا، چه گناهی بزرگترین گناه است؟ فرمودند: اینکه برای خداوند شریک قرار دهی در حالی که او تو را آفریده است».
و عبادت خداوند یعنی پیروی از او با اجرای تمام دستورات او که توسط پیامبرانش تبیین شدهاند. شیخ الاسلام (ابن تیمیه) میگوید: «عبادت اسم جامعی است برای اعمال و اقوال ظاهری و باطنی که خداوند آنها را دوست دارد و از آنها راضی است» .
و اصل عبادت نهایت زلت و خضوع است، همانطور که اصل اسلام فرمانبرداری و تحت الامر در آمدن است.
تمام این تعاریف عنان انسان را به دست شرع میسپارد، و مقید به امر و نهی او میکنند، و جز کسی را که بر میگردد، فاسق میشود و تمرد میورزد استثناء نمیکند. این چنین شخصی عنان کارهایش را به شیطان مطرود میسپارد تا او را به طرف تاریکی شرک و پرتگاه سقوط ببرد، و بالاخره نمیداند در چه وادیی هلاک میگردد.
این چنین افرادی نباید به حال آنها ناراحت شد، و مورد ترحم قرار گیرند در حالی که فرمودة پیامبر معصومش را میشنوند که میفرماید: «تركتكم على البيضاء ليلها كنهارها لا يزيغ عنها إلاَّ هالك» .
«شما را در سپیدهدمی رها کردم که شب آن مانند روزش روشن است. کسی از آن منحرف نمیشود مگر اینکه هلاک میگردد».
نابودی و هلاکت حاصل نمیشود جر در معصیت اوامر خداوند – عز وجل – و سرپیچی از دستورات پیامبرانش ؛ چرا که وظیفه آنها است که رسالات الهی را به مردم برسانند که محور این رسالتها بندگی خداوند یکتا و کفر به چیزهایی است که شریک او قرار داده میشوند. خداوند میفرماید: (البقره: 256). «در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابر اين، كسى كه به طاغوت ( بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست».
کسی که اخبار گذشتگان و داستان بازماندگان را که خداوند در کتابش بیان کرده است، بیازماید. اندازة خطر و بزرگی جنایت را در مییابد، بدین خاطر این آیات در قرآن زیاد تکرار شده است. که الله (جل جلاله) میفرماید: (الرعد: 19). «تنها صاحبان انديشه متذكر مىشوند».
و میفرمايد: (الحشر: 2).
«پس عبرت بگيريد اي صاحبان چشم و بصيرت».
و میفرمايد: (القمر: 15).
«آيا كسى هست كه پند گيرد؟».
و میفرمايد: (الشعراء: 8). «در اين، نشانه روشنى است (بر وجود خدا); ولى بيشترشان هرگز مؤمن نبودهاند!». و میفرمايد: (ص: 29). «اين كتابى است پربركت كه بر تو نازل كردهايم تا در آيات آن تدبر كنند».
امثال این آیات در قرآن فراوانند، برای اینکه قلبهای پاک از آن پند گیرند، و انسانهای روشن فکر در آن تامل کنند، و هر کس در قرآن کریم تامل کند مشاهده میکند که قرآن حول محور توحید عبادت خداوند یکتا میچرخد. قرآن خبر میدهد از خداوند و اسماء، صفات، افعال و اقوال او، پس قرآن توحید عملی خبری است. و دعوت است به سوی بندگان او به تنهایی و بدون شریک و دوری از هر چیز غیر از او است که پرستش میشود، پس قرآن توحید ارادی و اکتسابی و شامل امر و نهی و الزام به پیروی از این امر و نهی است. پس قرآن بیان حقوق توحید و مکملات آن است. و همچنین قرآن خبر میدهد از احترام موحدان و سرنوشت آنان در دنیا و پاداش نیک یکتاپرستی آنان در آخرت، و همچنین خبر میدهد از مشرکین و سرانجام بد آنها در دنیا و عذاب دردناکی که در قیامت بخاطر خروج از مسیر توحید برای آنان آماده شده است، پس تمام قرآن دربارة توحید و حقوق آن، و سرنوشت متمسکین به آن، و دربارة شرک و اهل آن، و جزاء مناسب حال آنان است .
علیرغم همه این مطالب، عده زیادی از قبرپرستان با وجود حقوق خالص خداوند با گستاخی از راهی که وسیعتر از بیابان است به درون شرک اکبر افتادهاند که موجب خلود آنان در مراتب پایین عذاب جهنم است. - پناه بر خدا – پس بسیاری از عباداتی را که شایسته خداوند یکتا است برای غیر خدا انجام دادند. از جمله عباداتی که برای غیر خدا انجام میدهند عبارتند از:
1- دعاء و یاری خواستن.
نمیتوان تصور کرد بندهای باشد که از مولای خودش طلب کمک نکند، و در برابر او متضرع و ذلیل نشود. چنین بندهای سرانجام خطرناکی دارد. خداوند میفرماید: (غافر: 60). «پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را بپذيرم! كسانى كه از عبادت من تكبر مىورزند به زودى با ذلت وارد دوزخ مىشوند».
و مىفرمايد: (الأعراف: 180). «و براى خدا، نامهاى نيك است; خدا را به آن (نامها) بخوانيد! و كسانى را كه در اسماء خدا تحريف مىكنند (و بر غير او مىنهند، و شريك برايش قائل مىشوند)، رها سازيد! آنها بزودى جزاى اعمالى را كه انجام مىدادند، مىبينند».
و مىفرمايد: (النمل: 62). «(آیا بتها بهترند) يا كسى كه دعاى مضطر را اجابت مىكند و گرفتارى را برطرف مىسازد، و شما را خلفاى زمين قرارمىدهد؟».
و مىفرمايد: (الرعد: 36).
«بگو: «من مامورم كه «الله» را بپرستم; و شريكى براى او قائل نشوم! به سوى او دعوت مىكنم; و بازگشت من بسوى اوست».
و مىفرمايد: (البقره: 186). «و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مىخواند، پاسخ مىگويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، تا راه يابند (و به مقصد برسند)».
دعاء عبادت بزرگی است، درست نیست آن را برای کسی جز آفریدگار آسمان و زمین بخوانیم. ولی به کار این قبرپرستان بنگر که این عبادت بزرگ را برای اموات انجام میدهند (نیاز خود را از آنان میطلبند) اصحاب قبور از جمله: بدویها، دسوقیها، قناوی و جیلانی و عيدروس، و همچنین مدفونین دیگر در مشارق و مغارب زمین در صورتی که خداوند – جل جلاله – در کتاب محکمش از این کار نهی کرده است. و میفرماید: (يونس: 106-107). «و جز خدا، چيزى را كه نه سودى به تو مىرساند و نه زيانى، مخوان! كه اگر چنين كنى، از ستمكاران خواهى بود. و اگر خداوند، (براى امتحان يا كيفر گناه،) زيانى به تو رساند، هيچ كس جز او آن را برطرف نمىسازد; و اگر اراده خيرى براى تو كند، هيچ كس مانع فضل او نخواهد شد! آنرا به هر كس از بندگانش بخواهد مىرساند; و او غفور و رحيم است!».
خداوند خبر داده است، اینهایی که شما نزد آنها دعا میکنید جز آفریده خدا نیستند، آنان نمیتوانند برای خود یا دیگران سود و یا ضرر داشته باشند، و نمیتوانند روزیرسان باشند، و همچنین نمیتوانند مرگ و زندگی را به کسی ببخشند، و حیات پس از مرگ بدست آنان نیست.
خداوند میفرماید: (الأعراف: 194-195).
«آنهايى را كه غير از خدا مىخوانيد (و پرستش مىكنيد)، بندگانى همچون خود شما هستند; آنها را بخوانيد، و اگر راست مىگوييد بايد به شما پاسخ دهند (و تقاضايتان را برآورند). آيا (آنها حداقل همانند خود شما) پاهايى دارند كه با آن راه بروند؟! يا دستهايى دارند كه با آن چيزى را بگيرند (و كارى انجام دهند)؟! يا چشمانى دارند كه با آن ببينند؟! يا گوشهايى دارند كه با آن بشنوند؟! (نه، هرگز، هيچكدام،) بگو: «(اكنون كه چنين است،) بتهاى خويش را كه شريك خدا قرار دادهايد (بر ضد من) بخوانيد، و براى من نقشه بكشيد، و لحظهاى مهلت ندهيد، (تا بدانيد كارى از آنها ساخته نيست)».
بعد از اینکه خداوند میفرماید: پس دعاء نزد آنها چه معنایی دارد؟ بلکه توسل و استغاثه به آنها چه مفهومی دارد؟ در حالی خداوند از آنها خبر میدهد که آنان مردگانند، دعاء را نمیشنوند، و از مملکت خداوند دارای هیچ چیز نیستند.
خداوند میفرماید: (فاطر: 13-14).
«اين است خداوند، پروردگار شما; حاكميت (در سراسر عالم) از آن اوست: و كسانى را كه جز او مىخوانيد (و مىپرستيد) حتى به اندازه پوست نازك هسته خرما مالك نيستند. اگر آنها را بخوانيد صداى شما را نمىشنوند، و اگر بشنوند به شما پاسخ نمىگويند; و روز قيامت، شرك (و پرستش) شما را منكر مىشوند، و هيچ كس مانند (خداوند آگاه و) خبير تو را (از حقايق) با خبر نمىسازد».
پس خداوند شنیدن دعاء دعاکنندگان از مدعوین را نفی میکند، و اعلام کرد در صورتی که اگر آنان بشنوند در هیچ حالتی نمیتوانند دعاء شما را استجابت کنند. خداوند در جایی دیگر میفرماید: (الرعد: 14).
«دعوت حق از آن او(خداست)! و كسانى را كه (مشركان) غير از خدا مىخوانند، (هرگز) به دعوت آنها پاسخ نمىگويند! آنها همچون كسى هستند كه كفهاى (دست) خود را به سوى آب مىگشايد تا آب به دهانش برسد، و هرگز نخواهد رسيد! و دعاى كافران، جز در ضلال (و گمراهى) نيست».
خداوند – تبارک وتعالی – بر بندگانش منت میگذارد و اعلام میکند که تنها او نجاتدهنده انسان هنگام شدت و سختی است. خداوند عزیز و دانا میفراید: (الأنعام: 63-64).
«بگو: «چه كسى شما را از تاريكيهاى خشكى و دريا رهايى مىبخشد؟ در حالى كه او را با حالت تضرع (و آشكارا) و در پنهانى مىخوانيد; (و مىگوييد:) اگر از اين (خطرات و ظلمتها) ما را رهايى مىبخشد، از شكرگزاران خواهيم بود». بگو: «خداوند شما را از اينها، و از هر مشكل و ناراحتى، نجات مىدهد; باز هم شما براى او شريك قرار مىدهيد! (و راه كفر مىپوييد)».
و این منظره برای کسی آشکار میگردد که هنگام هیجان دریا روی آن سوار باشد
خداوند میفرماید: (العنكبوت: 41-43).
«مثل كسانى كه غير از خدا را اولياى خود برگزيدند، مثل عنكبوت است كه خانهاى براى خود انتخاب كرده; در حالى كه سستترين خانهها خانه عنكبوت است اگر مىدانستند. خداوند آنچه را غير از او مىخوانند مىداند، و او شكستناپذير و حكيم است. اينها مثالهايى است كه ما براى مردم مىزنيم، و جز دانايان آن را درك نمىكنند».
در تاویل این آیات مفسرین میگویند: همانا خداوند این مثال را برای کسانی میزند که با اتخاذ اولیاء غیر او مانند جمادات، حیوانات، نباتات، انسانهای زنده یا مرده، آنها را به فریاد میطلبند و بر آورده شدن نیازهایشان را از آنها میخواهند، و امیدوارند که آنان را یاری دهند و روزیشان برسانند، و هنگام سختیها و شدائد به آنها متمسک میشوند. آنان در این کارشان مانند عنکبوت هستند وقتی که خانه میسازد تا در آن جای بگیرد و حامیش باشد. در حالی که این خانه به هیچ صورت به او سود نمیرساند، او را از گرما، سرما، باران حفظ نمینماید و در برابر دشمن از او دفاع نمیکند و در واقع او را از هیچ چیزی بینیاز نمیکند. سپس خداوند کسی که غیر او را پرستش میکند مورد تهدید قرار میدهد به اینکه او (خداوند) بر اعمال آنان آگاه است.
و بر موجوداتی (از جاندار و بیجان) که شریک او قرار میدهند آگاه است، و بزدودی جزای (شرک) آنها را خواهد داد .
«معجزههای علمی از خانه عنکبوت»
بحثی را خواندم از دانشمند حشرهشناس و نگهداری از گیاهان در دانشکده زراعت دانشگاه عین الشمس، دکتر البمبی. این بحث شیوة زندگی عنکبوت، کیفیت ساخت خانه و روش صید طعمهاش را به میان میکشد. و سپس به بحث اعجاز قرآن و یافتههای علمی ثابت شده در محدودة این آیات میپردازد.
دکتر بحث خود را با این آیه شروع میکند: او میگوید: خداوند – تبارک وتعالی – (در این آیه) کلمه اتخذت را آورده است.
این فعل مؤنث است و تاءتانیت به آن متصل شده تا بر مؤنث دلالت کند در حالی که کلمه عنکبوت مذکر است.
آنچه در وهله اول به ذهن میرسد - پناه بر خدا – یک خطای لغوی در آیه است. دکتر میگوید اگر خطای لغوی درست باشد پس خطا علمی است در صورتی که این خطا غیر ممکن است از آفریدگار عنکبوت و خالق تمام جهان هستی صورت بگیرد.
اما در خلال دروس متفاوت علم حشرات و بحث دربارة طبیعت عنکبوت حقائق زیر برای ما روشن گردید.
حقیقت اول: اینکه عنکبوتهای مذکر نمیتوانند خانه بسازند بلکه تنها عنکبوت مؤنث بوسیله نخ بافته شدهای که در انتهای شکم او قرار دارد اقدام به ساختن خانه میکند و این نخ در عنکبوت مذکر وجود ندارد.
حقیقت دوم: عنکبوت مؤنث اقدام به ساختن خانه نمیکند تا وقتی که بالغ میشود و آماده ازدواج میگردد، در این حال ساختن خانه عامل مهمی در جذب عنکبوت مذکر است که طبیعتاً قادر به ساختن خانه نمیباشد.
حقیقت سوم: عنکبوت مؤنث با تارهای بافته شده که با مهندسی خاص و بطور فنی آنها را به داخل هم میبرد، خانه خود را میسازد، به نوعی که نسبت به هر تحرک خارجی فوقالعاده حساس است. و با ماده لزج و چسبناکی آغشته شده است. که هر حشرهای به محض اینکه بر آن مرور کند یا نزدیک شود فوراً به آن میچسبد و این تارها حشره را به بند میکشند تا اینکه عنکبوت ماده برسد و صید را دریافت کند.
حقیقت چهارم: بعد از اینکه ازدواج به پایان رسید و عنکبوت نر ماده را باردار کرد، عنکبوت ماده به مکان دور و مطمئنی میرود تا تخمهایش را بگذارد.
در این هنگام که مذکر در خانهاش احساس امنیت میکند ناگهان عنکبوت ماده بر او حمله میبرد و او را میخورد. این امر باید صورت بگیرد زیرا تارهای بدن عنکبوت نر در عملیات رسیدن تخمها بسیار مهم هستند .
با این حقایقی که دانشمند از بحث خود در آورده چند مورد برای ما روشن شدند.
1- خانه عنکبوت بطور مطلق از نظر ساخت و نازکی تارها از سستترین خانهها است، تارهایی که نه در گرما و نه در سرما حافظ نیستند، و در برابر دشمن مدافع به حساب نمیآیند همانطور که مفسران و متخصصین گفتهاند.
2- علیرغم اینکه خانه عنکبوت بطور مطلق سستترین خانه است، اما برای هر حیوانی که بر آن مرور کند یا نزدیک آن شود دام یا تلة نصب شده به حساب میآید (و آنها را به دام میاندازد).
3- سستی خانه عنکبوت تنها به حالت ظاهری و حسی ساخت آن بر نمیگردد، بلکه یک سستی معنوی هم دارد، از آنجا که عنکبوت نر آن را برای خود محل امن کاذبی میدانست، و درست به دلیل اینکه گمان برد محل امنی برای اوست، عاقبت قتلگاه او شد.
اگر بخواهیم متوجه وجه شبه کامل بین خانه عنکبوت و کسانی شویم که به غیر از خداوند اولیائی برای خودشان بر میگزینند، طائفهای واضحتر، آشکارتر از کسانی نمیبینیم که بندههای مردگانند، کسانی که به غیر از خداوند برای خودشان اولیائی بر گزیدهاند، از آنان طلب یاری میکنند، حیوان بر ایشان ذبح و یا نذر میکنند، و از آنان میطلبند.
در این باره سخن را در امور زیر بسط میدهیم:
1- خطرناک بودن شرکی که در آن قرار گرفتهاند. و اینکه سرّ عدم مغفرت خداوند برای مشرک است.
2- عباداتی که نزد قبور برای غیر خدا انجام میدهند.
3- ابطال شبهههایی که آنها را دست آویز خود قرار دادهاند.
4- حصاری که شارع مطهر برای صیانت از توحید دور قبور قرار داده است.
5- حکمت از زیارت قبور در شریعت اسلام.
6- چه چیز آنها را دربارة قبور به انحراف کشانده است.
7- سرانجام متلاشی میشود خانه عنکبوتی که بدان چنگ زدهاند
8- بالأخره مطابقه وجه شبه بین آنها و بین خانه عنکبوت.
بعد از اجمال و اختصار به بسط و تفصیل آنها میپردازیم.
شرک در عبادتی که نزد قبور صورت میگیرد
خداوند – تبارک وتعالی – تنها به عبادت خودش و عدم اتخاذ شریک و ندّ برای او (در بندگی) امر کرده است.
(البقره: 21-22).
«اى مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد; آنكه شما، و كسانى را كه پيش از شما بودند آفريد، تا پرهيزكار شويد. آنكه زمين را بستر شما، و آسمان ( جو زمين) را همچون سقفى بالاى سر شما قرار داد; و از آسمان آبى فرو فرستاد; و به وسيله آن، ميوهها را پرورش داد; تا روزى شما باشد. بنابر اين، براى خدا همتايانى قرار ندهيد، در حالى كه مىدانيد (هيچ يك از آنها، نه شما را آفريدهاند، و نه شما را روزى مىدهند)».
و در جایی دیگر میفرماید: (البينه: 5). «و دستوري به آنها داده نشده بود جز اينكه خدا را بپرستند، در حالي كه دين خود را براي او خالص كنند».
و در جایی دیگر میفرماید: (الإسراء: 23). «و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد».
و میفرماید: (النساء: 36).
«و خدا را بپرستيد! و هيچچيز را همتاى او قرار ندهيد».
و میفرماید: (الذاريات: 56). «من جن و انس را نيافريدم (و پيامبران را برنگزيدم) جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)!».
از معاذ بن جبل س روایت شده است که گفت: «در کنار پیامبر خدا ص سوار الاغ بودم، پیامبر خدا ص فرمودند: «يا معاذ أتدري ما حق الله على العباد؟ وما حق العباد على الله؟ قلت: الله ورسوله أعلم قال: «حق الله على العباد أن يعبدوه، ولا يشركوا به شيئاً، وحق العباد على الله أن لا يعذب من لا يشرك به شيئاً» .
«ای معاذ آیا میدانی حق الله بر بندگان، و حق بندگان بر الله تعالی چیست؟ گفتم: الله و رسولش داناترند. فرمودند: حق خدا بر بندگانش این است که او را پرستش کنند، و هیچ چیز را شریک او قرار ندهند، و حق بندگان بر خداوند این است که کسی را که چیزی را شریک او قرار نمیدهد، عذاب ندهد.
در صحیحین از حدیث عبدالله بن مسعود س چنین آمده است. «قلت: يا رسول الله، أي الذنب أعظم؟ قال: أن تجعل لله نداً وهو خلقك» .
«گفتم ای پیامبر خدا، چه گناهی بزرگترین گناه است؟ فرمودند: اینکه برای خداوند شریک قرار دهی در حالی که او تو را آفریده است».
و عبادت خداوند یعنی پیروی از او با اجرای تمام دستورات او که توسط پیامبرانش تبیین شدهاند. شیخ الاسلام (ابن تیمیه) میگوید: «عبادت اسم جامعی است برای اعمال و اقوال ظاهری و باطنی که خداوند آنها را دوست دارد و از آنها راضی است» .
و اصل عبادت نهایت زلت و خضوع است، همانطور که اصل اسلام فرمانبرداری و تحت الامر در آمدن است.
تمام این تعاریف عنان انسان را به دست شرع میسپارد، و مقید به امر و نهی او میکنند، و جز کسی را که بر میگردد، فاسق میشود و تمرد میورزد استثناء نمیکند. این چنین شخصی عنان کارهایش را به شیطان مطرود میسپارد تا او را به طرف تاریکی شرک و پرتگاه سقوط ببرد، و بالاخره نمیداند در چه وادیی هلاک میگردد.
این چنین افرادی نباید به حال آنها ناراحت شد، و مورد ترحم قرار گیرند در حالی که فرمودة پیامبر معصومش را میشنوند که میفرماید: «تركتكم على البيضاء ليلها كنهارها لا يزيغ عنها إلاَّ هالك» .
«شما را در سپیدهدمی رها کردم که شب آن مانند روزش روشن است. کسی از آن منحرف نمیشود مگر اینکه هلاک میگردد».
نابودی و هلاکت حاصل نمیشود جر در معصیت اوامر خداوند – عز وجل – و سرپیچی از دستورات پیامبرانش ؛ چرا که وظیفه آنها است که رسالات الهی را به مردم برسانند که محور این رسالتها بندگی خداوند یکتا و کفر به چیزهایی است که شریک او قرار داده میشوند. خداوند میفرماید: (البقره: 256). «در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابر اين، كسى كه به طاغوت ( بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست».
کسی که اخبار گذشتگان و داستان بازماندگان را که خداوند در کتابش بیان کرده است، بیازماید. اندازة خطر و بزرگی جنایت را در مییابد، بدین خاطر این آیات در قرآن زیاد تکرار شده است. که الله (جل جلاله) میفرماید: (الرعد: 19). «تنها صاحبان انديشه متذكر مىشوند».
و میفرمايد: (الحشر: 2).
«پس عبرت بگيريد اي صاحبان چشم و بصيرت».
و میفرمايد: (القمر: 15).
«آيا كسى هست كه پند گيرد؟».
و میفرمايد: (الشعراء: 8). «در اين، نشانه روشنى است (بر وجود خدا); ولى بيشترشان هرگز مؤمن نبودهاند!». و میفرمايد: (ص: 29). «اين كتابى است پربركت كه بر تو نازل كردهايم تا در آيات آن تدبر كنند».
امثال این آیات در قرآن فراوانند، برای اینکه قلبهای پاک از آن پند گیرند، و انسانهای روشن فکر در آن تامل کنند، و هر کس در قرآن کریم تامل کند مشاهده میکند که قرآن حول محور توحید عبادت خداوند یکتا میچرخد. قرآن خبر میدهد از خداوند و اسماء، صفات، افعال و اقوال او، پس قرآن توحید عملی خبری است. و دعوت است به سوی بندگان او به تنهایی و بدون شریک و دوری از هر چیز غیر از او است که پرستش میشود، پس قرآن توحید ارادی و اکتسابی و شامل امر و نهی و الزام به پیروی از این امر و نهی است. پس قرآن بیان حقوق توحید و مکملات آن است. و همچنین قرآن خبر میدهد از احترام موحدان و سرنوشت آنان در دنیا و پاداش نیک یکتاپرستی آنان در آخرت، و همچنین خبر میدهد از مشرکین و سرانجام بد آنها در دنیا و عذاب دردناکی که در قیامت بخاطر خروج از مسیر توحید برای آنان آماده شده است، پس تمام قرآن دربارة توحید و حقوق آن، و سرنوشت متمسکین به آن، و دربارة شرک و اهل آن، و جزاء مناسب حال آنان است .
علیرغم همه این مطالب، عده زیادی از قبرپرستان با وجود حقوق خالص خداوند با گستاخی از راهی که وسیعتر از بیابان است به درون شرک اکبر افتادهاند که موجب خلود آنان در مراتب پایین عذاب جهنم است. - پناه بر خدا – پس بسیاری از عباداتی را که شایسته خداوند یکتا است برای غیر خدا انجام دادند. از جمله عباداتی که برای غیر خدا انجام میدهند عبارتند از:
1- دعاء و یاری خواستن.
نمیتوان تصور کرد بندهای باشد که از مولای خودش طلب کمک نکند، و در برابر او متضرع و ذلیل نشود. چنین بندهای سرانجام خطرناکی دارد. خداوند میفرماید: (غافر: 60). «پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را بپذيرم! كسانى كه از عبادت من تكبر مىورزند به زودى با ذلت وارد دوزخ مىشوند».
و مىفرمايد: (الأعراف: 180). «و براى خدا، نامهاى نيك است; خدا را به آن (نامها) بخوانيد! و كسانى را كه در اسماء خدا تحريف مىكنند (و بر غير او مىنهند، و شريك برايش قائل مىشوند)، رها سازيد! آنها بزودى جزاى اعمالى را كه انجام مىدادند، مىبينند».
و مىفرمايد: (النمل: 62). «(آیا بتها بهترند) يا كسى كه دعاى مضطر را اجابت مىكند و گرفتارى را برطرف مىسازد، و شما را خلفاى زمين قرارمىدهد؟».
و مىفرمايد: (الرعد: 36).
«بگو: «من مامورم كه «الله» را بپرستم; و شريكى براى او قائل نشوم! به سوى او دعوت مىكنم; و بازگشت من بسوى اوست».
و مىفرمايد: (البقره: 186). «و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مىخواند، پاسخ مىگويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، تا راه يابند (و به مقصد برسند)».
دعاء عبادت بزرگی است، درست نیست آن را برای کسی جز آفریدگار آسمان و زمین بخوانیم. ولی به کار این قبرپرستان بنگر که این عبادت بزرگ را برای اموات انجام میدهند (نیاز خود را از آنان میطلبند) اصحاب قبور از جمله: بدویها، دسوقیها، قناوی و جیلانی و عيدروس، و همچنین مدفونین دیگر در مشارق و مغارب زمین در صورتی که خداوند – جل جلاله – در کتاب محکمش از این کار نهی کرده است. و میفرماید: (يونس: 106-107). «و جز خدا، چيزى را كه نه سودى به تو مىرساند و نه زيانى، مخوان! كه اگر چنين كنى، از ستمكاران خواهى بود. و اگر خداوند، (براى امتحان يا كيفر گناه،) زيانى به تو رساند، هيچ كس جز او آن را برطرف نمىسازد; و اگر اراده خيرى براى تو كند، هيچ كس مانع فضل او نخواهد شد! آنرا به هر كس از بندگانش بخواهد مىرساند; و او غفور و رحيم است!».
خداوند خبر داده است، اینهایی که شما نزد آنها دعا میکنید جز آفریده خدا نیستند، آنان نمیتوانند برای خود یا دیگران سود و یا ضرر داشته باشند، و نمیتوانند روزیرسان باشند، و همچنین نمیتوانند مرگ و زندگی را به کسی ببخشند، و حیات پس از مرگ بدست آنان نیست.
خداوند میفرماید: (الأعراف: 194-195).
«آنهايى را كه غير از خدا مىخوانيد (و پرستش مىكنيد)، بندگانى همچون خود شما هستند; آنها را بخوانيد، و اگر راست مىگوييد بايد به شما پاسخ دهند (و تقاضايتان را برآورند). آيا (آنها حداقل همانند خود شما) پاهايى دارند كه با آن راه بروند؟! يا دستهايى دارند كه با آن چيزى را بگيرند (و كارى انجام دهند)؟! يا چشمانى دارند كه با آن ببينند؟! يا گوشهايى دارند كه با آن بشنوند؟! (نه، هرگز، هيچكدام،) بگو: «(اكنون كه چنين است،) بتهاى خويش را كه شريك خدا قرار دادهايد (بر ضد من) بخوانيد، و براى من نقشه بكشيد، و لحظهاى مهلت ندهيد، (تا بدانيد كارى از آنها ساخته نيست)».
بعد از اینکه خداوند میفرماید: پس دعاء نزد آنها چه معنایی دارد؟ بلکه توسل و استغاثه به آنها چه مفهومی دارد؟ در حالی خداوند از آنها خبر میدهد که آنان مردگانند، دعاء را نمیشنوند، و از مملکت خداوند دارای هیچ چیز نیستند.
خداوند میفرماید: (فاطر: 13-14).
«اين است خداوند، پروردگار شما; حاكميت (در سراسر عالم) از آن اوست: و كسانى را كه جز او مىخوانيد (و مىپرستيد) حتى به اندازه پوست نازك هسته خرما مالك نيستند. اگر آنها را بخوانيد صداى شما را نمىشنوند، و اگر بشنوند به شما پاسخ نمىگويند; و روز قيامت، شرك (و پرستش) شما را منكر مىشوند، و هيچ كس مانند (خداوند آگاه و) خبير تو را (از حقايق) با خبر نمىسازد».
پس خداوند شنیدن دعاء دعاکنندگان از مدعوین را نفی میکند، و اعلام کرد در صورتی که اگر آنان بشنوند در هیچ حالتی نمیتوانند دعاء شما را استجابت کنند. خداوند در جایی دیگر میفرماید: (الرعد: 14).
«دعوت حق از آن او(خداست)! و كسانى را كه (مشركان) غير از خدا مىخوانند، (هرگز) به دعوت آنها پاسخ نمىگويند! آنها همچون كسى هستند كه كفهاى (دست) خود را به سوى آب مىگشايد تا آب به دهانش برسد، و هرگز نخواهد رسيد! و دعاى كافران، جز در ضلال (و گمراهى) نيست».
خداوند – تبارک وتعالی – بر بندگانش منت میگذارد و اعلام میکند که تنها او نجاتدهنده انسان هنگام شدت و سختی است. خداوند عزیز و دانا میفراید: (الأنعام: 63-64).
«بگو: «چه كسى شما را از تاريكيهاى خشكى و دريا رهايى مىبخشد؟ در حالى كه او را با حالت تضرع (و آشكارا) و در پنهانى مىخوانيد; (و مىگوييد:) اگر از اين (خطرات و ظلمتها) ما را رهايى مىبخشد، از شكرگزاران خواهيم بود». بگو: «خداوند شما را از اينها، و از هر مشكل و ناراحتى، نجات مىدهد; باز هم شما براى او شريك قرار مىدهيد! (و راه كفر مىپوييد)».
و این منظره برای کسی آشکار میگردد که هنگام هیجان دریا روی آن سوار باشد
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1386/08/17 توسط ابو اسامه
|

